تبليغاتX
تموم سختی سفر همین سوال ساده بود!

تموم سختی سفر همین سوال ساده بود!

 

 

آینه های اتاق سادگی ام را

به رسوایی می کشند

منی که روبرویم ایستاده

 و

مدام بر صفحه خاطراتم

 پک می زدند ...

و من

چه  زود محو می شوم!..

 

پ  . ن ( 1)

هی فلانی

قاب بهانه شکست

حرفم شوخی نیست

حرفت را باور ندارم

 

پ . ن (2)

سکوت میان دوفنجان

بگذار ابتدای

 بودنمان را تجربه کنیم .

 

پ . ن (3)

حرف خودمانی :

این روزا قاط زدم

هنگ کردم

مدارم error میدیم..............

 

 

پ . ن (4 )

هان مسافر !

کاش دیروزمان را

به خاطر

 حرف های مفت دیگران

 از دست نمیدادیم ...

 

پ . ن (۵)

نمیدونم

شاید

راست می گفت که  ....

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط مسافر غریب| |

 

 
خط می کشم

 

 روی اسمت

 

با

 

مدادی که نوک ندارد

 

هیچوقت ...

 

تنم آرزوی فراموشی گرفته

 

گوشم بوق بوق می کند

 

تمام مغزم را اشغال کرده

 

چقدر

 

نقطه سر خط

 

باهیچ

 

قلم و کاغذی ؟؟!!....

 


نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط مسافر غریب| |

 

 

 

 

 

 

من

تعبیر رویاهای سپیدم

را

در خنده های تو میبینم

اما

تو خواب های مرا باور نداری

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط مسافر غریب| |